عشق میان دو دنیا در گوشهای از شهر، پسری فقیر به نام یوسف زندگی میکرد. او در خانهای کوچک با مادرش زندگی میکرد و از صبح تا شب برای پیدا کردن لقمهای نان کار میکرد. یک روز، هنگام کار در باغی بزرگ، دختری را دید که کنار حوض نشسته بود. دختر سارا نام داشت؛ تنها دختر یک مرد ثروتمند شهر. یوسف از همان نگاه اول عاشق سارا شد، اما میدانست میان زندگی آنها فاصلهای بزرگ است. چند روز گذشت و سارا نیز به بهانههای مختلف به باغ میآمد.
برچسب:
نویسنده: آریا حسنی
مدت بسیار طولانیست که در این وبلاگ ننوشتهام؛ انگار میان من و واژهها فاصلهای طولانی افتاده بود. روزگار با تمام سختیها و بیرحمیهایش مرا چنان درگیر خود کرد که فرصت نشستن و نوشتن از من گرفته شد. در این سالها، زندگی همیشه آنگونه که میخواستیم پیش نرفت. گاهی مشکلات، گاهی خستگی، گاهی نگرانی روز بعد و گاهی اتفاقاتی که آدم را از درون خسته میکنند، مجال فکر کردن به چیزهای دوستداشتنی را نمیدهند. آدم گاهی آنقدر درگیر نان و زندگی میشود که حتی حرفهای دلش را
برچسب:
نویسنده: آریا حسنی